امروزه شیوع بالای چاقی و اختلالات مربوط به غذا خوردن در میان افراد جامعه به ویژه دخترهای نوجوان از معضلات جدی حوزۀ سلامت و بهداشت جامعه در نظر گرفته می شود. از آنجا که چاقی و اختلالات خوردن دارای عوامل خطر مشترکی است، پیشگیری هدفمندِ هر دوی این شرایط در اولویت است.
محققان در این زمینه مطالعه ای را طراحی و اجرا کردند که طی آن مشخص کنند که آیا روان درمانی گروهی به عنوان بخشی از برنامۀ پیشگیری، در کاهش اضافه وزن و اختلالات تغذیه ای در دخترهای نوجوان در معرض چاقی و ابتلا به اختلالات تغذیه ای مؤثرتر است یا آموزش های بهداشتی؟ نتایج حاصل از این پژوهش در سال ۲۰۱۴ در Am J Clin Nutr به چاپ رسیده است.
در این مطالعه که به صورت یک کارآزمایی بالینی کنترل شدۀ تصادفی انجام شد، محققان طی ۵ سال،  113 نوجوان دختر ۱۲ تا ۱۷ ساله را که در معرض خطر جدی ابتلا به چاقی در بزرگسالی و اختلالات تغذیه ای قرار داشتند مورد بررسی قرار دادند. معیارِ در معرضِ خطر بودن شرکت کنندگان نمایۀ تودۀ بدنی بین صدک های ۷۵ تا ۹۷ و گزارش وجود دوره هایی از فقدان کنترل بر رفتارهای غذایی ایشان بود. دختران به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. گروه اول  برای شرکت  در روان درمانی گروهی و گروه دوم برای شرکت در جلسات گروهی آموزش بهداشت تغذیه انتخاب شدند. هر یک از این دو گروه ۱ جلسۀ ۹۰ دقیقه ای،  هفته ای یک بار و به مدت ۱۲ هفته در جلسات شرکت کردند. در پایان ماه ششم و ماه دوازدهم آموزش مورد ارزیابی قرار گرفتند.
نتایج حاصل از این کارآزمایی بالینی نشان داد که شرکت کنندگان در هر دو گروه  روند افزایش BMI ، درصد چربی، نشانه های افسردگی و اضطراب و تکرر رفتارهای غیر کنترل شدۀ غذایی کاهش یافت. آنالیز اثربخشی مداخلات نشان داد که روان درمانی گروهی کارآمدتر از آموزش بهداشت و تغذیه بوده است.
انجام مداخلات طی یکسال می تواند در بهبود نمایۀ تودۀ بدن و درصد تودۀ چربی و همچنین بهبود خلق و خوی نوجوانان دختر مؤثر واقع شود. روان درمانی گروهی حتی می تواند در کاهش پرخوری های افراطی نوجوانان نقش ایفا کند.

منبع: ajcn.114.092536